مسافرت فقط با دوستای جون جونی حال میده اونم کاروونی با اتوبوس.اون موقع اصلا سختت نیس اگه از شیراز تا خود مشهد رو با اتوبوس عادی بری!!!!!!تو راه وقتی از سرما یخ میزنی میتونی با دوستت همدیگه رو بغل کنید و پتوی کوچیکتونو تقسیم میکنید.یه آغوش گرم بهتر از یه اتوبوس ولوو یا اسکانیاس!!!
ناهار که عدس پلو یخ زده!!!!!با ماست کوچیکی بهتون میدن با حرص و ولع میخوری چون اگه نخوری میخورنش.همه دارن از گشنگی می میرن.ولی یهو میبینی دوستت نصف ماستشو برای تو گذاشته!!!
نه که نخوادش ولی ...یه حکایتیه.اونموقع کباب کنجه تو نظرت لوبیاس!!!!
به مشهد میرسیم. دوستم بار اولشه اومده مشهد.با شور و هیجان منتظره که گنبدو ببینه.بچه ها بهش التماس دعا میگن."آخه میگن امام رضا(ع) به اونایی که بار اولی ین یه طور دیگه نیگا میکنه مهمون ویژه اس!"
داری شهرو تماشا میکنی .تو حال خودتی.یهو نگاه که میکنی میبینی بیشتر بچه ها تو فکرن؟! از شوخی های ساعتی قبلشون خبری نیس!!یکی یکی
شروع میکنن به اشک ریختن!!!گنبد طلا رو که از دور میبینن دیگه حالشو نمیفهمی.شادن؟میخندن؟غمگینن؟اشک میریزن؟اصلا اینا چشونه؟
برامون تو یکی از فرعی های خیابون دانش یه حسینیه گرفته بودن.حسینیه ی علی اصغر(ع).
مستقر که شدیم هر کس دنبال کاری بود.بیشتر بچه ها رفتن حموم عمومی برای غسل زیارت.بعضی هاشونم طاقت انتظار نداشتن.مستقیم رفتن زیارت.من از باب الجواد وارد شدم.
تو زندگی یه وقتایی فکر میکنی تنها کمبود زندگیت آرامشه!
اصلا ثروتو میخواییم که به آرامش برسیم.خانواده خوب یه خانواده ی آرامشگره.زندگی با خوشبختی یعنی زندگی در آرامش!!!!!!!!
میخوای آرامش رو از ته دلت تجربه کنی؟؟برو فقط بشین توصحن انقلاب و به گنبدش نیگا کن.به آدمایی که میان ومیرن!برو تو حرم و بشین رو کاشیهای برهنه.و از دور به ضریح خیره شو.هیچی نمیفهمی!فک میکنی تو قلب آرامشی.اصلا حرمش برای آرامشه!اروم میشی.ارووووووووم.
برنامه های حسینیه اولین روز دیوونت میکنه.اینا مگه خواب ندارن؟؟اینا زنگی ندارن؟استراحت نمیکنن؟؟
شب ساعت دو میخوابن.تازه چشات گرم شده میبینی یه خش خشایی میاد.با گوشه چشم خواب آلودت نگاه میکنی:بعضی هاشون نماز میخونن. نماز چه موقع؟خوب که به کلت فشار میاری میفهمی اینا نماز شب خونن!!!!!!!!!!!!
تو که از خستگی بیهوش میشی.لابد اونا خسته نیستن؟؟!!یکی دوساعت بعدش دارن بیدار میشن.چه خبره؟داریم میریم حرم نماز صبحمونو اونجا بخونیم.قبلشم با همه هماهنگ کردن.جل الخالق!به سختی بیدار میشی.به خیابون که میرسی اووووووووووووووووووووو از جمعیت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!همه کاروان اومدن.سید هم هست.با این مداحه.به طرف حرم.تو راه همه مداحی میکنن.با صدای آهسته.به حرم که میرسین.دو سه جا سید نگه میداره وشروع به مداحی و سینه زنی میکنن.همه گریه.
سخنرانی هم دارن.سید حرفای جالبی میزنه. وبعد جدا میشن.بعد از نماز صبح بر میگردی خونه.حسینیه کم و بیش خالیه .بچه ها کجان؟؟؟؟وقت فکر کردن نداری بیهوش میشی.
خوب بازم سر وصدا.همه بجز توبیدارن!دارن شوخی و خنده میکنن.بیدار میشی.دیگه کو خواب تا دو نصف شب!!!
ولی نمیدونی چرا اینقد حال میده؟؟؟!روزای بعد توهم کم خواب میشی.انگار روند اینجاس.عشقش نمیذاره بخوابی.دائم یا مست خودشی یا مست زائراش.با همه حال میکنی.
جلسه سخنرانی که میری همه یه جورایی مشکوک میزنن.کم کم از هم دور میشن.دوستت میره یه جای دیگه میشینه.تنها میشی.همه تنهان.روضه که شروع میشه دلیلشو میفهمی.اسم زهرا که میاد جیغ و داد واشک قاطیه.همه زیر چادراشون اشک میریزن و تو تازه می فهمی که چرا دوس دارن تنها باشن.تازه میفهمی که تو هم دوس داری تنها باشی.
قبل از ناهار قبل از شام .اصلا یه موقع هایی بعضی از دوستات غیب میشن.کجا؟وقتی میپرسی لبخند میزنن:یه جا!!!!
یه بار دنبال یکیشون میری.باید بفهمی کجا؟آهان پس اینجا؟؟؟؟؟!!!!!!!!!حسینیه ی ... میری تو.نامردا تو رو خبر نکردن.ثواب تنها تنها؟؟؟؟بله میان اینجا بساط غذا رو کمک میکنن. گرچه آشپزی با برادراس ولی سبزی خورد میکنن.لوبیا پاک میکنن.میوه میشورن....
یه بار شام سالاد اولویه داشتیم.یکی از بچه ها میگفت:بچه ها بخورید که این از عرق جبین برادرا پخته شده.
یعنی چی؟؟یعنی این که خم شدن عرق جبین مبارک ریخته تو سالاد!!!
میدونین چرا این قدر خوب له شده؟؟کار هر کسی که نیس!برادرا با پاهای بو گندوی مبارکشون رفتن توش و حسابی ورزش دادن!!!تازه امکان داره مو هم توش باشه ولی خوب اونا هم موی برادرن چه فرقی داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دفعه بعد خود لحظه سال تحویلو براتون تعریف میکنم. عالیه.
امروز هم معرفی کتاب دارم.
پدر ̦عشق ̦ پسر
سید مهدی شجاعی.
قیمت 1400 تومان
84 صفحه.
بچه ها این کتاب آخره اشکه .بخونیدش حتما.در مورد امام حسین(ع) و عشقش با حضرت علی اکبر هست.
حیفم میاد متن پشت جلدشو ننویسم براتون.
"عجیبب بود رابطه این پدر وپسر.من گمان نمی کنم در تمام عالم ̦میان یک پدر وپسر ̦این همه تعلق این همه عشق این همه انس و این همه اردت حاکم باشد.من همیشه مبهوت این رابطه ام.گاهی احساس میکردم که رابطه حسین با علی اکبر فقط یک رابطه پدر وپسر نیست.رابطه یک باغبان است با زیباترین گل آفرینش.رابطه عاشق ومعشوق است.رابطه دو انیس و همدل جدایی ناپذیر است.احساس میکردم رابطه علی اکبر با حسین فقط یک رابطه پسر با پدر نیست رابطه امام با ماموم است.رابطه مرید ومراد است.رابطه عاشقو معشوق است.رابطه محب و محبوب است و اگر کفر نبود میگفتم رابطه عابد با معبود است."