زجری برای فهماندن
به همین دلیل این روزا که میرفتم زبان،بیشتر حواسم متوجه نوع درس دادن teacherام بود.این که چطوری درمقابل شاگردای خنگول رفتار میکرد.خیلی کیف میکردم.معلوم بود که زیر پوستی چقدر ناراحت میشد وقتی یه موضوع ساده رو شصتاد بار میگفت و خانوم محترم ژست گاو گیجه ها رو میگرفت و نمیتونست حتی همان لحظه همان مطلب را دوباره بگه....ولی بیچاره به رو خودش نمیاوورد.باز هم تکرار میکرد.و باز هم میگفت اگه متوجه نشدی بگو تادوباره توضیح بدم...من از این همه تکرار خسته و کلافه میشدم،خوبیش این بود که میتونستم تو این جور مواقع فقط تو نخ اخلاق معلم باشم نه تکرارهاش...
این شدکه ما عاشق صبر و تلاش این خانوم شدیم.دیروز که امتحانو دادیم تموم شد،وقتی تو کلاس تنها شد،بدو پریدم تو اتاق و کتابی رو که براش خریده بودم و کادوش کرده بودم رو بهش هدیه کردم به خاطر خوب بودنش.میدونی باید مثل من زجر درس دادنو کشیده باشین تا قدر معلما رو بدونین.حالا احتمالا teacherام مونده تو فکر این که این که شاگرد زرنگه بود،پس برای رشوه کادو نداده پس این دختره چش بود؟؟؟هنگ؟؟؟
.................
کتابه ناطور دشت از جی دی سالینجر بود.کتابه رو خیلی دوس داشتم.