1-جاتون خالی چن روز رفته بودم مسافرت،خونه ی خواهرم.تا رسیدم (بدون رفتن به خونه با تیپ مسافرتی)مستقیم رفتم کلاس زبانم.بروبچز هم همگی از تیپم متعجب بودن،چون شال سفید مدل چروک خوشکلی هم پوشیده بودم و تقریبا همه ازم پرسیدن چطوری راهت دادن تو آموزشگاه؟و منم در جوابشون گفتم:آخه چادری ام و با چادر تیپ رو گیر نمیدن.فک کنم چون تو کلاس چادرمو درمیارم اکثرا متوجه چادری بودنم نشده بودن.


2-این اولین بار نیس که همه از من یه سوالی رو میپرسن.چون در مورد سنم هم تقریبا همشون پرسیدن.برام تعجب آوره چون با خیلی از پرسنده های این سوال حتی سلام علیک ندارم!!!!


3-ای راستی یه چیز جالب،یه روز با یکی از بچه های کلاس زبان تقریبا 16 سالشه و خواهرش که 3 سال از خودش کوچیکتر بود رفتم بیرون و یه کیف برای من خریدیم و یه کمی هم گشت و گذاریدیم.دو تا شونم تیپ سوسولی داشتن.دفعه بعد که رفتم کلاس دخترک بهم گفت خواهرم اونروز از چادری بودنت خیلی خوشش اومده و به همین دلیل امرو چادر مامانم رو پوشیده و اومده کلاس!!!خیلی برام جالب بود.من اصلا و ابدا هیچ حرفی در مورد چادر باهاشون نزده بودم.تازه گفت منم دوس داشتم بپوشم ولی نداشتم!!!


4-دو جلسه بیشتر به آخره کلاس زبانم نمونده.خفم کرد.نمیدونم با چه عقلی این یه ذره مطلب رو برای 20جلسه گذاشته بودن.میشد تو دو جلسه سرو تهشو بهم دوخت.خیلی دوس داشتم اصلا کلاس نرم فقط برم امتحان بدم و لی بیش از 3 جلسه غیبت مساوی با حذف کل ترم و بیرون ریخته شدن 35000 تومن پول بیزبون.
میخوام برای ترم بعد برم یه موسسه ی دیگه که حداقل فرض و بر این نذاشته باشن که ضریب هوش ما از 200 تو مایه های 20 میچرخه.بچه ها یه موسسه خوب تو شیراز سراغ ندارین؟حالا که این همه تحقیق کردم برای انتخاب این آموشگاه نتیجش این شد اگه تحقیق نکرده بودم چی میشد؟